از پس تمام روز' href='/last-search/?q=روز'>روزها و لحظه ها میآیند لحظه های مقدس..
نمیدانم از کی نه مقدس شد برایم.. آمدی تو در نهمین روز، میآیی همچنان در نهمین روز .. میدانی میدانی اگر خیالت را بفرستی چه ارمغانی برایت میآورد؟ چیزی که جز در ذهن و قلب کسی نمیگنجد مگر تو، آنهم تنها زمانی که باور داشته باشی بودنم را به همان گونه که هستم.میدانی متحیر میشوی از هر آنچه که میبینی و میشنوی. کسی چه میداند واژه هایی که میآیند بر این صفحه سپید تا کجای زمان امتداد میآیند تا بر تو نشینند. اما میدانی، میدانی که تا کجای بودن برای من امتداد مییابی؟ حسی ناب باشد تنها تو میمانی ای آنکه جز تو ماندنی نیست..
حال در این دنیای بیداری چه ندایی از تو آید چه ندایی نيايد، ما همدیگر را ملاقات میکنیم جایی که دور نیست..
بدان تا ناکجا آباد بودن در هر لحظه و در هر حال و در هر شرایط من هستم
تو ای زیبای ناب میدانی میدانی حریر دستانت تا ابد پاک باد..
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی
تاريخ: دوشنبه
25 بهمن
1400 ساعت: 0:56